خانه / یادداشت / صداوسیمای خودقدّیس پندار – بخش اول
تلویزیون قاتل

صداوسیمای خودقدّیس پندار – بخش اول

اخیراً در تلویزیون آنونس هایی را می بینیم که موجهاً بر این تأکید دارند که زندگانی دنیوی و اخروی ما مردم ایران به تلویزیون بستگی دارد و اگر تلویزیون نباشد، ما جملگی مردگانیم…!

 

با ما در ادامه همراه باشید.

 

در مطلبی که سال گذشته روی سایت گذاشته شد، به اندازه ی کافی از رسانه ی ملی انتقاد کردیم. اما حالا که چند ماه جلوتر آمده­ ایم، می بینیم که این انتقادها نه تنها کافی نبوده، بلکه کارد به استخوان رسیده و بیش از این ها باید گفت! البته بارها و بارها تصمیم گرفتم چیزی ننویسم، چرا که فکر می ­کردم انتقاد از این رسانه ی بر همگان پیدا، ارزش وقت گذاشتن ندارد، اما اگر من نمی­ نوشتم، چه کسی می نوشت؟ اگر قرار است همه سکوت کنند که سنگ روی سنگ بند نمی شود.

از آنجا که بنده هم شنونده ی رادیو و هم تاحدودی بیننده ی تلویزیون هستم، بیشترین نقد وارده را به تلویزیون روا می داریم، چرا که رادیو همواره همدم دل مردم بوده و صافی و صداقت اهالی رادیو نه تنها بر کسی پوشیده نیست، بلکه زرق و برق های پر رنگ و لعاب پوچ تلویزیون را به هیچ وجه بر خود ندیده و نخواهد دید. (البته اخیراً مواردی پیدا شده که خلاف گفته های بنده را ثابت می کند) اما، این نقد، صرف انتقاد از تلویزیون و رسانه ی بصری و به اصطلاح ملّّّّّّی (با تشدید اضافه) نوشته می شود.

 

در این مطالب، پنج مقوله را مورد بررسی قرار خواهیم داد. دو سرفصل در این مطلب و سه سرفصل در مطلب بعدی

الف – برنامه های گفتگو محور:

تلویزیون ایران پر شده از تاک شو های بی فایده و پوچ که به جز مباحث خاله زنکی و سرک کشیدن در فیهاخالدون زندگی شخصیِ به قول معروف “سلبریتی” ها که زندگی و تفکر را از آدم “سلب” میکنند هیچ دستاورد علمی فرهنگی هنری ای ندارد. دکمه ی هر کانالی را که فشار می دهی، دو نفر را مشاهده می کنی که روی مبل لم داده اند و میزی جلوی آنهاست و مشغول گپ و گفت با یکدیگر هستند.

222333 - صداوسیمای خودقدّیس پندار - بخش اول

همواره یک سوی گفتگو، مجری­انی حضور دارند  که وظیفه­ ی فک زدن با مهمان محترم برنامه –  که تو هر کانالی حضور دارند به جز کانال کولر ما – را برعهده دارد. البته میزان فلیرتینگ مجری با میهمان به ذائقه، شخصیت و جنسیت هردو نفر بستگی دارد. مثلاً اگر مجری و مهمان هر دو مرد باشند، مجری می­تواند سر شوخی را با ا باز کرده و هر از گاهی با صدا کردن نام کوچک مهمان، ادعای صمیمیت و “تو یه آخور علف خوردن” با او را بکند.

2223332223 - صداوسیمای خودقدّیس پندار - بخش اول

اگر هر دو طرف زن باشند، مجری زن سعی می کند با نیش و کنایه هایی که به میهان می اندازد و قربان صدقه های مصنوعی و خواهرشوهری طورش، مهمان را به وجد آورده و همزمان کفرش را نیز دربیاورد. در صورتی هم که مجری مرد باشد و میهمان زن؛ مجری با ایمان ما استغفرالله ربی و اتوبه گفته و خود را از پنجره ­ی سازمان به داخل چمن های محوطه انداخته، و در نهایت، فواره­ ی آبیاری چمن­ها در حلقش فرو می­رود. سپس حکم معاونت فرهنگی سازمان را برعهده گرفته و باقی عمرش را به صورت دمرو به زندگی ادامه می­دهد.

و همان طور که گفته شد، چکیده ی بحث های گفتگومحور نه به درد مردم می خورد، نه به درد عمه های خودشان.

و در نهایت این برنامه­ های گفتگو محور با جملاتی این چنین به پایان می رسند:

– تشکر میکنم از پدر و مادر و خواهر و برادرم و دختر واحد روبرویی که باعث موفقیت من در این زمینه شدند.

– و کلام آخر: بیایید با یکدیگر قدر همدیگر را از نو کاشته و سر فرازی میهن و اسلام را در تعالی رشد و فرهنگ، به درجات بالایی از سطح برسانیم.

– امیدوارم مردم حالشون خوب باشه و تو این شرایط اقتصادی … مجری: خب وقتمون تمومه، تا درودی دیگر… (آنونس پیام بازرگانی: ماست رامک تهیه شده از گاو نر، حاوی عصاره ی صابون گلنار)

– تعدادی از این برنامه ها را بدون بردن اسم مثال میزنم باشد که رستگار شویم:

فرمول ۲/ روی همی / خردوانه / و الی ماشاءالله (که این دوتای آخری از هستی ساقط شده اند فعلاً)

ب – تِله فیلم ها، سینمایی ها و سریال ها

فیلم ها و سریال های تلویزیون عمدتاً به دو دسته تقسیم می شوند، نهی از معروف و امر به منکر. در فیلم فارسی های صداسیما تمام لوکیشن ها می بایست خانه های حیاط دار و شوبلکس، و یا برج های چندین طبقه باشند و تمام ماشین ها شاسی بلند بوده و روی آرم آنها را با چسب برق محو کرده تا تبلیغ مجانی برای آن خودرو نشود.

ضمن اینکه در این بین، استثناء هایی نیز وجود دارد، مثلاً عمدتاً حاجی های توی فیلم ها فقط و فقط باید ۴۰۵ داشته باشند و بچه های شان نیز عموماً پراید و یا پرشیا سوار می شوند. خودروی ملی، افتخار ملی، اقتدار ملی، مال ملی!

اغلب موضوعات این سریال ها به عشق و عاشقی هایی برمی گردد که مثلث های عشقی را بسیار معمول و معقول نشان می دهد و داشتن دو همسر و چندین و چند فرزند مشروع و غیرمشروع جزء بدیهیات به شمار می رود، مهم این است که حاجی در آخر فیلم یا سریال، ایشان را به عقد یکدیگر درآورده و پیوند آسمانی را آنچنان محکم گره بزند که نعوذ بالله خود خدا هم نتواند آن را بگشاید!

فیلم ها و سریال هایی که در تلویزیون به خورد من و شما می دهند، از چند موضوع فراتر نمی رود:

  1. ملودرام عاشقانه: عروس با مادرشوهرش دعوا دارد اما ناگهان باجناق پدرشوهر (شوهرِ همان زنی که عروسش با او سرِ جنگ دارد) به کما می رود و همه در راهروی بیمارستان یکدیگر را به آغوش می گیرند و تمام می شود می رود پی کارش. آخرسر هم با چندتا لامپ رنگی آهنگ شیش و هشت مجاز بی کلام جشن عروسی یک نفر را آن وسط برپا می کنند که در آن عروس کاملاً لباس محجبه به تن دارد و مهریه اش از ۱۳٫۵ سکه فراتر نمی رود.

  2. اجتماعی: عموماً در این ژانر سریال ها که کارگردانانی همچو جواد افشار، محمدرضا آهنج و حسین سهیلی زاده کارگردانی شان را برعهده دارند، یک کارمند در شرکت دانش بنیانِ “حاجی آقا” فرهمند/فروتن/ستوده/تهرانی… و هر فامیلیِ شاخصی که فکرش را می کنید دچار فساد می شود و با توجه به اینکه به رهنمون های حاج آقا گوش نمی دهد، در دام بلا گرفتار شده و در پایان، حاجی بر بام قله ها ایستاده و با نگاهی از بالا به پایین و به چهره ی کارمند پشیمان زل می زند و استغفرالله گویان در افق و حتی در شفق محو می شود.

  3. اکشن: در این نوع سریال ها و یا فیلم ها، پلیس خدوم و زحمتکش با خودروی ملی اعم از سمند، ۴۰۵، یا تیبا به دنیال مجرمان می گردد و پرسنل خدوم نیز در هر سکانس از فیلم، اسلحه بدست، کله ملق میزنند و شلیک می کنند. تیرهای پلیس به مجرمان که اغلب اسم هایشان داریوش، منوچهر، کیوان، اسی و یا غلومی است برخورد می کند اما غلومی، اسی، کیوان، منوچ و داریوش که خیلی خلافکارهای ناشی و اغلب سیبیل کلفت و بی ریش هستند، هیچکدام از تیرهایشان به پلیس ها که حتی الامکان رضا، یونس، صادق، حسین و اسماعیل نام دارند اصابت نمی کند. آخرسر هم مجرم را کَت بسته درون سمند انداخته و به غزِل حصار هدایت می کنند. و برای اینکه هپی اندینگ رعایت شده باشد، یکی از کماندوها را تنگ یکی از ستوان ها می بندند و درحالی که رئیس کلانتری به ریش های سفیدش دست می کشد و لبخندزنان سرتکان می دهد، یاد دوران جوانی اش با حاج خانم می کند و به خلسه فرو می رود.

  4. کمدی: در این دسته آثار، سه عدد بازیگر شورنمک مثل مهران غفوریان، اشکان اشتیاق و حمید لولایی یک جا جمع می شوند و طبق موازین صداوسیما با یکدیگر جنگولک بازی درمی آورند و آن وسط یکی دوتا تیکه به دولت و مجلس می اندازند و خانم ها هم مشغول سبزی پاک کردن غیبت می کنند و کرکر می خندند. در این سریال ها، موضوعات چیپ و دم دستی، دستمایه ی نویسنده و کارگردان قرار می گیرد. عمده کمدی هایی که در تی وی ساخته می شود را پیمان قاسم خانی و امیرمهدی ژوله می نویسند و مهران مدیری، سروش صحت، سیروس مقدم و دیگران کارگردانی شان می کنند و شبکه ی وزین آی فیلم هم سالی سه بار این آثار فاخر را در ماتحت ملت اماله می کند.

  5. سفارشی: شاید با این ژانر آشنا نباشید اما بنده برایتان شرح خواهم داد! ژانر سفارشی را معمولاً از بالا (مقامی فراتر از خدا) دستور ساختش را می گیرند. این فیلم ها عمده به مباحث روان شناختی و متافیزیک می پردازند و ماوراءالطبیعه را به چالش می کشند. ابتدا با دوستی دختر پسر، پارتی، عشق و حال، مواد و… شروع می شود و در قسمت های میانی، یکی از جوانان خام که عمدتاً پسرِ دوست حاجی هم هست، تصادف کرده و به کما می رود و پس از اینکه دوووووزدخترش (که ترجیحاً پانک/امو/گوت/دومیناتریکس/لیذرفتیش است) تسبیح به دست پشت شیشه ی اتاق “آی سی یو لِیدر” به اشک و آه می پردازد، سریال وارد فاز جدیدی می شود. بعد که پسرِ نادم از افعالِ خویش، به هوش آمده، با دیدن معشوقه اش پشتِ شیشه، از خود بی خود شده، و با همان دم و دستگاه اکسیژن و اینا که بهش وصل است، خودش را توی چاه مستراح غرق می کند. دوست حاجی هم که از این اتفاق گزند دیده، لکسوس خود را می فروشد و همراه با حاج خانم با اتوبوس های اسکانیای ترمینال جنوب به مشهد رفته و زیارتی به کمر مبارک می زنند. پس از آن، خداوند به حاجی و حاج خانم که در شرُف ۹۹ سالگی هستند فرزندی عطا می کند که اسم او را می گذارند حامد/لیلا (بستگی دارد نویسنده روی کدام اسم فتیش داشته باشد) سپس آن فرزند نو رسیده پدر و مادرش را سربلند کرده، در دانشگاه نمره ی بیست می گیرد و با ریش گرو گذاشتن موفق می شود چندصد میلیارد وام برای تأسیس شرکت دانش بنیان هدیه بگیرد و چندتا معتاد بهبودیافته و بی خانمان را در شرکتش مشغول به کار می کند و نهایتاً با منشی چادری شرکت خودشان یعنی خانم صابری ازدواج کرده و القصه…!

  6. سینمایی های خارجی: امور دوبلاژ و قیچینگ صداوسیما به مرتبه ای از عبودیت رسیده که می تواند به تنهایی روی برترین آثار سینمایی دنیا رنگ قهوه ای بپاشد و آب از آب تکان نخورد. یعنی عمراً فیلمی خارجی از فیلتر این سازمان عبور کند و سانسور نشود. مگه داریم؟ حتی اگر فیلم مذکور بدون صحنه ی خاص و یا حتی مذهبی باشد باید “اِعمال” روی آن صورت گیرد! دوبلاژ هم که استاد تحریف است، از اسم فیلم گرفته، تا نام شخصیت ها و دیالوگ های ردوبدل شده همه را دستکاری و سانسور می کند و به حلق من و شمای بیچاره می ریزد و وسطش هم هزارتا تبلیغات چین چین و گرجی و عالیس پخش می کند (در بخش تبلیغات در همین مطلب به آن خواهیم پرداخت) و سرانجام، فیلم چمن در قیچی را بدون هیچ معنی و مفهومی به پایان می رسانند. من به چشم خویشتن دیدم که اسم فیلم بود: One Hour To Heavens اون وقت صداسیما اسم اون فیلمو “خلوتی یک ساعته با خدا” ترجمه کرده!

333222 - صداوسیمای خودقدّیس پندار - بخش اول

 

در قسمت بعدیِ این مطلب، به سایر زوایای پرتمطراق(؟) این رسانه ی فراگیر و فراخور می پردازیم! جایی نروید!

 

telegpng 1 - صداوسیمای خودقدّیس پندار - بخش اول

7+
Rating: 4.8/5. From 4 votes.
Please wait...

به سایر مطالب توجه کن:

1 1 e1560838093746 310x165 - کلاس معجون‌سازی (ترکیبات ناب آریایی)

کلاس معجون‌سازی (ترکیبات ناب آریایی)

در این پست به طرز تهیه‌ی معجون‌‌هایی‌ اشاره می‌کنیم که تنها در شرایط خاص جغرافیایی …

3 نظر

  1. Avatar

    مثل همیشه شایسته و پر بار 🙂

    2+
    No votes yet.
    Please wait...
    • Avatar

      متشکرم

      1+
      No votes yet.
      Please wait...
  2. Avatar

    خخخ ایول. عالی بود. (clap)(clap)(clap)(clap)(clap)(clap)

    0
    No votes yet.
    Please wait...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *